
هر چه از دل بر نیاید؛ بر دل نیز ننشیند. صادقانه باید اقرار کنم که سالهاست که دیگر نمیتوانم به کارهای استاد شجریان گوش دهم چرا که معتقدم هرگز پس از جدایی ایشان از اساتید گرانقدر فرامرز پایــور، پرویز مشکاتیان، جلیل شهناز، و... کار پر مغز با تنظیم زیبا و ملودی ناب از اجراهای ایشان نشنیدیم چرا که از یک طرف معضل "نوگرایی" که باعث سر در گمی در موسیقی ایرانی شده و باعث شده کسانی که بدنبال این مسآله هستند نتوانند ملودیهای ناب با تنظیم های زیبا ارائه کنند که استاد آنها را اجرا کنند، و از طرف دیگر جریان خواننــده سالاری (که متاسفانه پس از انقلاب بوجود آمد و رشد کاذبی کرد) که دوست هنرمند و دلسوخته آقای علیرضا جواهری {+} بحث آن را پیش کشیدند، باعث شد که اساتیدی مانند شجریانها توانند همچون گذشته، با وجود تمام امکانات و شش دانگ صدا، کارهای ناب و جاودانی را بوجود بیاورند.
پس از این حوادث به راحتی میشود به این نکته پی برد که چقدر آهنگساز با ذوق میتواند نقش اساسی در خلق و پرورش یک اثر زیبا داشته باشد. دنیای موسیقی غرب هم متاسفانه سالهاست دچار معضل نوگرایی شده و امروزه میبینیم که موسیقی عصر حاضر (contemporary music) به چه ناکجا آبادی رسیده که نه راه پیش دارد و نه راه پس و به هیچ وجه در بین مردم جایگاهی پیدا نکرده و نخواهد هم کرد.
آقای جواهری را از میشود از روی عملکرد ایشان قضاوت کرد و به هیچ وجه احتیاج به معرفی ندارند. بعضی از دوستان کم لطفی فرموده و میگویند که نام ایشان را تا حالا نشنیده اند. اگر به کارهای منتشر شده اساتید گرانقدر پرویز مشکاتیان، رضا شفیعیان، میلاد کیایی و ... توجه کنید و اگر کمی انصاف داشته باشیم و بدور از تعصب، متوجه حجم کارهای انجام شده توسط آقای جواهری و اینکه این آثار چقدر احتیاج به زحمت و ممارست دارد که پا به عرصه وجود بگذارد، میشویم.
اگر هم اهل موسیقی علمی نباشیم هرگز پی به ارزش کار ایشان نخواهیم برد . کارهای اجرایی و فعالیتهای موسیقیایی ایشان در اشاعه و معرفی موسیقی ایرانی ، چه در داخل کشور و چه در خارج از کشور (که بنده از نزدیک شاهد آن بوده و هستم) هم دیگر بحثی را باقی نمیگذارد . در ضمن این مسـأله را هم باید در نظر داشت آقای جواهری جوان فعالی هستند که با وجود کمی سن تا بحال فعالیتهای چشمگیری داشته اند و لطفاً اجازه دهیم آینده و تاریخ روی این مساله قضاوت کند که ایشان چه آثار با ارزشی را بر گنجینه موسیقی ایرانی افزوده اند .
ایشان با کارهای انتقادی که تا بحال نوشته اند نشان داده اند که به مسائل و مشکلات روز موسیقی آگاه هستند و فقط قصد خدمت داشته و به هیچ وجه قصد توهین نه به استاد شجریان و نه به کس دیگری را نه داشته و نه دارند کما اینکه خودشان بارها این مسآله را اذعان کرده اند . سالهای بسیار طولانــــــــــــی است که مسآله انتقاد و نقد کردن آثار و اجراهای اساتید موسیقی در جامعه غرب بوجود آمده و منقدان بزرگی مانند Theodor Adornoباعث شدند آهنگسازان و نوازندگان برجسته کارهایی با کیفیت و محتوای بسیار بالاتری عرضه کنند . متاسفانه جامعه موسیقیایی و غیر موسیقیایی ما سالهاست با مساله انتقاد مشکل اساسی دارد و موزیسین های ما به این مهم به دیده حقارت نگاه کرده و منقدان را یا به حساب نیاورده اند و یا برای اعاده حیثیت ، برخوردهای غیر منطقی انجام داده اند . دغدغه ی جواهری ها و امثال ایشان برای حفظ منزلت و جایگاه واقعــــــــــی موسیقی و موسیقیدانان میباشد و هر جامعه ای احتیاج به منقد دارد و از قبال همین نقدها ست که هنر مسیر واقعی خود را پیدا کرده و آثار بی بدیلی پا به عرصه وجود میگذارند .
نقد آقای جواهری بسیار قابل تامل ، به دور از تعارفات معمول و کلیشه های باب شده و باز گو کننده نکته های بسیار ظریفی میباشد که شعلۀ معضل مساله خواننده سالاری را دوباره روشن و یکبار دیگر بحثهای بسیاری را پیرامون این مهم به میان کشیده که سالهاست با آن دست به گریبان هستیم . مساله خواننده سالاری در غرب سالهاست که حل شده و خواننـــــــــده های بزرگی مانند پاوارتی ، کارراس ، دومینگو و..... هرگز هیچ دخل و تصرفی در تعیین دستمزد اعضای ارکستر ندارند و مانند بقیه دستمزدی را برای آنان در نظر میگیرند و بس . نکته دیگر اینکه در حال حاضر چند درصد از موسیقی کلاسیک غرب را آثار با کلام (مانند اپرا ، لید ، آثار مذهبی و.....) تشکیل میدهد و این موسیقــــــــــی با کلام چه مقدار طرفدار دارد؟ چند درصد آثاری که از کانالهای رادیویی در سرتاسر دنیا پخش میشود اختصاص به آثار با کلام دارد؟ و یا اینکه در رپرتوارهای ارکسترهای بزرگ جهان چند درصد موسیقی با کلام گنجانده میشود؟ جواب خیلی واضح است و کافیست به چند کانال گوش کنیم تا پی به این مساله ببریم .
امروزه موسیقی با کلام ما راه خود را پیموده و دین خود را نیز به جامعه ادا کرده و گوش جوانان امروز احتیاج به موسیقی ناب دارد که دارای حرکت باشد و پویایی در آن موج بزند . آهنگسازان ما هم مسیری را بایستی طی کنند که در غرب طی شد و موسیقی از زیر یوغ کلیسا بیرون آمد و هزاران هزار شاهکار بــــــــدون کلام بوجود آمد که بعدها شدیدا موسیقی با کلام را تحت تاثیر قرار داد و به حق هم جای آن را گرفت . آثار بدون کلام موزیسین های ایرانی مانند کارهای امین الله حسین ، دهلـــوی ، پایــور ، حنانه ، علیزاده ، فخرالدینی ، محمود ، درویشی چکناواریان ، فرهت و ... آثار بی نظیر بی کلامی هستند که خود کامل و بسیار پر محتوا میباشند و اگر کلام روی این آثار گذاشته میشد شدیدا لطمه میدیدند .
انتقاد بجای آقای جواهری و امثال ایشان یکبار دیگر به ضرورت پایان دادن به مساله خواننده سالاری پرداخته و امیدواریم که جامعه موزیسین ها بخصوص نوازندگان با این مهم برخــــــــــوردی قاطع و بدور از هیچ منافع شخصی بکنند . البته جایگاه موسیقی با کلام که یکی از ارکان مهم در موسیقی ایران است همیشه محفوظ میباشد ولی ضرورت زمان ما را به یک خانه تکانی اساسی تشویق میکند که از لاک چند هزار ساله بیرون آمده و هوای تازه ای را به درون کالبد موسیقی ایران بدمیم.
استاد شجـریان و بزرگان موسیقی آوازی ایران دین خود را به موسیقی این مرز و بوم به نحو احسن انجام داده اند اما همانطور که ذکر شد ضرورت زمان برای ما پیامی نوین دارد . خود بنده هنوز به آثار قبل از انقلاب و قبل از جدایی ایشان با اساتید با علاقه فراوان گوش میدهم و احساسی را که ایشان در آن کارها ارائه کرده اند را بخوبی با تمام وجود درک میکنم امٌا آن آثار به هیچ وجـه قابل مقایسه با کارهای بعد از جدایی نیستند.
در آثار جدید اثری از احساس نیست و فقط و فقط به تکنیک پرداخته شده که خب استاد خود جایگاه رفیعی در این زمینه دارند و به امید روزی که موسیقی جایگاه واقعی خود را در جامعه و موزیسین ها بنابر خلا قیتها ، داده ها ، و علو طبعشان قضاوت شده و شناخته شوند.
امیدوارم با برخوردهای منطقی و پذیرش انتقاد از طرف موزیسین های ما، بدور از هر نوع تعصب و دگم بودن در مورد خاصــی، راه برای منتقدان دلسوختــه ای مانند آقای جواهری بیشتر باز شود که در نهایت با انتقادهای منطقی موسیقی ما جایگاه برجسته خود را پیدا و پویا تر مسیر خود را طی کند.
کیومرث پیرگلو {+} – بهمن1387
» در همین زمینه بخوانید:
- نگاهی به وضعیت خواننده و خواننده سالاری در موسیقی معاصر ایران (I)
- نگاهی به وضعیت خواننده و خواننده سالاری در موسیقی معاصر ایران (II)
- نگاهی به وضعیت خواننده و خواننده سالاری در موسیقی معاصر ایران (III)
- نگاهی به وضعیت خواننده و خواننده سالاری در موسیقی معاصر ایران (IV)
- نگاهی به وضعیت خواننده و خواننده سالاری در موسیقی معاصر ایران (V)
- پاسخی بر نظرات مقالۀ خواننده و خواننده سالاری







